قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4304
تاريخ الفي ( فارسى )
رسيد . امراى مصر هرچند در معاودت سلطان به مصر سعى كردند ، به جايى نرسيد . تا آنكه قپچاق و بيك تيمور سلاحدار كه با امراى غازانى در شام مخالفت كرده بودندى به قصد ملازمت ملك ناصر روانه شدند و به شرف بساط بوس مشرّف گرديدند و مخالفت و رفتن نزد غازان خان را به توهّم جان از ملك لاچين و منگو تيمور ، غلام لاچين معذرت گفته ، عذر ايشان قبول افتاد . و ملك ناصر بعد از رسيدن ايشان و جمعيت خاطر از دمشق معاودت كرد . در اين وقت اكثر امراى مصر و شام به ملازمت بودند جز كتبغا كه در سابق پادشاه مصر شده بود و باعث هدم ملك ناصر بود و الحال در سرحد به حكومت مشغول شده بود . بعد از آن امراى شام را بالتمام به شام رخصت كرد و امراى شام به جمعيت تمام به دمشق درآمدند « 1 » و بار ديگر ممالك موروثى به تصرف ملك ناصر درآمد . بقيهء سنهء مذكوره ملك ناصر به فراغ خاطر در مصر به سر برد . و در اين سال سلطان علاء الدين ، حاكم هندوستان [ لشكر ] به پاى قلعهء زنتنبور فرستاد . و سبب اين آن بود كه بعد از فتح قتلغ خواجه ، علاء الدين به غايت مغرور شده بود . مىگفت كه دو امر عظيم در خانه دارم و مىخواهم كه از قوه به فعل آورم كه موجب بقاى نام من باشد . يكى پيدا كردن دينى جديد ؛ چه پيدا كردن نام در بقاى دينى جديد از همهء امور بيشتر است ، و ديگر فتح جميع بلاد و امصار ؛ چه ، استعداد ولايتگيرى لشكر از فيل و اسب و خزانه و مثل آنكه امروز من را ميسر است كسى را ميسر نيست . و بر اين نيت اجرا كرده ، در خلأ و ملأ ، و مستى و هشيارى اين سخن بر زبان مىآورد تا آنكه يكى از مجلسيان به عرض رسانيد كه هنوز اكثر ولايات هند به دست راجهها و زمينداران است و زنتنبور كه معلوم از دهلى چهقدر دور است در تصرّف ديگران . مثل اين سخنان بعد از پاك كردن هندوستان اگر گفته شود بهتر است . و اين سخن مؤثّر افتاده ، الفخان به اين خدمت مأمور شد و به بيانه « 2 » آمده حصار بيانه را بنا نمود . و محمد شه و جمعى مغولان نومسلمان كه بر رأى همسر ديوراجه [ 388 ب ] به زنتنبور پناه برده بودند ، به نواحى بيانه تاخت آورده آنچه يافتند به تاراج بردند . الفخان چون اين خبر شنيد با همان قدر مردم كه حاضر داشت تعاقب نموده ، محمد شه به كمك راجه همسر ديوجه مستظهر شده به يك عطف عنان اكثر مردم خوب الفخان را به خاك هلاك انداخت ، و الفخان مراجعت كرده در اين باب عرضه داشت به درگاه فرستاد . نصرت خان به كمك الفخان نامزد
--> ( 1 ) . م : و امرا به جمعيت تمام به شام درآمدند . ( 2 ) . ش : بپانه .